ازکران تابه‏ کران لشکر ظلم است ولی،از ازل تابه ابدفرصت درویشان است

مطلبی که در زیر می آید، مطلبی است که برای نشریه آیه از نشریات همشهری نوشته بودم و در شماره اخیر آن، شماره اسفندماه، در پرونده اسلامی شدن دانشگاهها، -البته با برخی حذفیاتی که نشریه انجام داده- به چاپ رسیده است.

خیلی بهتر از اینها می شد به بحث پرداخت. اما چه می شود کرد وسع ناچیز را؟ عالمانی هم هستند و پشتمان به آنها گرم است که اگر خطا می کنیم، اصلاحش می کنند و یا لااقل وارد مسئله می شوند و درستش را جا می اندازند. و لا یکلف الله نفسا الا وسعها...

بسم الله الرحمن الرحیم

بحث از دانشگاه اسلامی و اسلامی کردن دانشگاهها، تاریخچه ای چون بسته شدن دانشگاه ها، تشکیل ستاد انقلاب فرهنگی و شورای عالی انقلاب فرهنگی، تشکیل جهاد دانشگاهی، تشکیل دفتر همکاری های حوزه و دانشگاه و... را تداعی می کند.

همچنین این مفهوم با مفاهیمی چون وحدت حوزه و دانشگاه، رابطه علم و دین، علوم انسانی اسلامی، جنبش نرم افزاری و بسیاری مفاهیم دیگر همبسته است و حیطه های اشتراک زیادی با یکدیگر دارند. البته با ملاحظه این امر که دانشگاه اسلامی همه این مفاهیم را در خود دارد و علاوه بر این، در برگیرنده مفاهیم دیگری نیز هست. چرا که اگر به دانشگاه به مثابه یک سازمان بزرگ، پیچیده و عمده بنگریم، شامل دوایر، عناصر، اهداف و روابطی است که در محیطی به عنوان زمینه عمل می کنند و لذا پسوند اسلامی در واژه "دانشگاه اسلامی"، به تمامی این اجزاء عطف می شود.

در تبیین و بحث از دانشگاه اسلامی، برخی تنها بر محتوای دروس دانشگاهی توجه داشته و لذا دانشگاه اسلامی را با این تعریف در بعد علمی آن محدود می کنند و گاه در مقابل، برخی در تعریف و بایسته های دانشگاه اسلامی، تنها به زمینه ها و بسترهای شکل گیری و رشد دانشگاه اسلامی پرداخته و از پرداختن به حیطه ها و ابعاد دانشگاه اسلامی و عناصر نقش آفرین در این حیطه ها غافل بوده اند.

در این میان، پرداختن به مفهوم دانشگاه اسلامی از منظر مقام معظم رهبری و بازخوانی نظرات ایشان به عنوان کسی که در امر تربیت، آموزش، علم و علم آموزی و شناخت نسل جوان تخصص دارند و همچنین دانشجو و دانشگاه همواره از دغدغه های اصلی ایشان بوده است و از صاحبنظران این حیطه به شمار می روند، همچنین به عنوان کسی که در جایگاه رهبری انقلاب هستند، مطلوب و ضروری به نظر می رسد.

البته ممکن است واژه دانشگاه اسلامی در میان بیانات مقام معظم رهبری، کمتر به چشم بخورد، اما اگر دانشگاه اسلامی را دانشگاه مطلوب در جامعه اسلامی بدانیم که حق نیز همین است، می توان گفت که تمامی تصویرات، انتظارات و توصیه هایی که ایشان در مورد دانشگاه و عناصر دانشگاهی دارند، بیان کننده مولفه های دانشگاه اسلامی است.

اسلامی شدن دانشگاه، فرآیندی پویا و معطوف به اراده عناصر دانشگاهی

یادآوری این نکته ضروری است که اگر چه ترسیم دانشگاه اسلامی در وضعیت مطلوب آن انجام می شود، اما در اجرا و پیاده سازی آن، همچون بسیاری از مفاهیم دیگر باید قائل به درجات و مراتب متفاوت شد و این امر را فرآیندی پویا دانست که در هر زمان، بسته به میزان عزم، اراده و حرکت عناصر نقش آفرین آن، به مدل آرمانی نزدیکتر یا دورتر می شود؛ و وضعیت مطلوب را چون الگویی در نظر گرفت که هر چه نزدیک تر شدن به آن الگو، ما را به اسلامی شدن دانشگاه نزدیکتر می کند. که "ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم"[i]

توجه به عناصر نقش آفرین در رسیدن به دانشگاه اسلامی از مواردی است که بسیاری مواقع مورد غفلت واقع می شود. این نکته که عناصر موجود، عناصری دارای اراده، شعور و حرکت هستند و جز با اراده این عناصر، کاری از پیش نخواهد رفت، اهمیت بسیاری دارد.

 لذا سوال اساسی در اجرایی شدن دانشگاه اسلامی، پرسش از میزان و درجه اسلامیت دانشگاه است و نه تحقق یا عدم تحقق آن در جامعه.

" بله، شما راست می گویید. دانشگاهها صددرصد اسلامى نيست. اسلامى هم فقط به معناى رعايت كردن حجاب و اين حرفها نيست؛ همين تحقّق علم و تحقيق، اسلامى است. اگر بخواهيم دانشگاه به‏طور كامل اسلامى باشد، بايد همه جنبه‏ها در آن رعايت شود، كه نشده است. البته بايد تلاش كنيد؛ كار دست شما دانشجويان است."[ii]

با اینکه در این مجال کوتاه فرصت آن نیست که به تمامی نکات و محورهای مدنظر مقام معظم رهبری در خصوص دانشگاه و دانشجو پرداخت و همچنین نویسنده را جسارت و توان آن نیست که ادعای شناخت نظام فکری ایشان را داشته باشد، به قدر وسع کوشش شده است که از ابعاد گوناگون به این مقوله پرداخته شود.

در این مجال سعی شده است به سه حیطه علمی، سیاسی-اجتماعی و فرهنگی در دانشگاه اسلامی پرداخته و در این حیطه ها به سه عنصر نقش آفرین دانشجو، استاد و مسئولین آموزش عالی و دانشگاهها اشاره شود.[iii]

لازم به ذکر است که در متون آکادمیک آموزش عالی، کارکردهای دانشگاه شامل پژوهش (تولید دانش)، آموزش (انتقال دانش) و جامعه پذیری می شود که در این مقاله، پایبندی خاصی به این طبقه بندی نبوده و با توجه به بیانات مقام معظم رهبری و پررنگ بودن نقش دانشجو، استاد، جو و محیط فرهنگی دانشگاه در بینش اسلامی، موراد مربوط به آموزش و پژوهش تحت عنوان بعد علمی و دو بعد دیگر به بعد فرهنگی و سیاسی-اجتماعی اختصاص داده شده است.

علمی

باید گفت که بعد علمی، مهم ترین بعد در دانشگاه اسلامی است که اگر این حیطه فاسد شد، هر چند که دانشگاه در دیگر ابعاد خویش، خوش بدرخشد، با وجود آنکه اسمی از دانشگاه را یدک می کشد، دیگر این اسم، مسمایی نخواهد داشت.

"شاید در جاهایی علم گرایی یک فحش و نقطه منفی محسوب می شود، اما آنجایی که نقطه منفی محسوب نمی شود، دانشگاه است. دانشگاه بی علم، مثل فسنجان بی جان است! و فایده ای ندارد. یعنی واقعا دانشگاه بی دانش، فقط یک گاه است! باید علم باشد؛ یعنی واقعا در دانشگاه هر چه ممکن است بایستی روی مسئله علم تکیه کرد و به علم واقعا بها داد."[iv]

در این حیطه درس خواندن، روحیه و نشاط علمی داشتن، داشتن جرات علمی و کسب آن، تولید علم دینی و اسلامی، ساماندهی ارائه دروس مطابق با نیاز های کشور، شاگرد پروری و ارتباط مطلوب میان استاد و دانشجو، تربیت شدن نیروی انسانی لازم برای اداره کشور و ... از جمله انتظارات و توصیه های مقام معظم رهبری می باشد که هم دانشجو، هم استاد و هم مسئولین در آن نقش ایفا می کنند.

تولید علم

در بحث از تولید علم و عناصر آن، ایشان مسئولیت را تنها بر دوش عده ای خاص نمی بینند. همچنانکه آن را مسئولیتی که مساوی و برابر بین این عناصر تقسیم شده باشد نگاه نمی کنند. در این میان، تولید علم وظیفه ای است بر دوش اساتید حوزه و دانشگاه، محققان، دانشجویان و مسئولین.

 " اينكه بنده درباره‌ى علوم انسانى در دانشگاه‌ها و خطر اين دانشهاى ذاتاً مسموم هشدار دادم - هم به دانشگاه‌ها، هم به مسئولان - به خاطر همين است. اين علوم انسانى‌اى كه امروز رائج است، محتواهائى دارد كه ماهيتاً معارض و مخالف با حركت اسلامى و نظام اسلامى است؛ متكى بر جهان‌بينى ديگرى است؛ حرف ديگرى دارد، هدف ديگرى دارد."[v]

" عدّه‏اى بايد فضا سازى كنند و اين را به عنوان يك مطالبه عمومى دربياورند؛ دستگاههاى توليدِ علم هم - مانند محيطهاى پژوهشگاهى، تحقيقات، كلاسهاى دانشگاهى، دانشجويان و اساتيد - بايد آن را دنبال كنند."[vi]

" ]تولید علم[ وظيفه همه است. اين كه ما مسأله توليد علم را مكرّر در دانشگاه مطرح كرديم و باز هم مطرح مى‏كنيم و در آينده هم ان‏شاءاللَّه مطرح خواهيم كرد، معنايش اين نيست كه از يك‏يك مخاطبان مى‏خواهيم توليد علم كنند؛ بلكه معنايش اين است كه اين ارزش، هدف و حركت جمعى - كه انگيزه‏هاى فردى در پى آن است - بشود. البته علمِ ترجمه‏اىِ محض خوب نيست؛ مگر به عنوان يك وسيله. ما نبايد دچار ترجمه شويم. علم و فرهنگ ترجمه و سيستمها و روشهاى ترجمه‏اى، درست نيست. اين بحثها در جلسه اساتيد هم مطرح بود. بنده مى‏گويم ما به عنوان يك ملت با استعداد، بايد علم‏آفرينى كنيم و مى‏توانيم. كسانى‏كه علم‏آفرينى كرده‏اند، هم از لحاظ استعداد و هم از لحاظ سوابق علمىِ درخشانِ تاريخى‏اى كه ما داريم، از ما جلوتر نبودند؛ بنابراين ملت ما مى‏تواند. اين به عنوان طرح يك خواسته عمومى در دانشگاههاست، تا ان‏شاءاللَّه همه آن را دنبال كنند."[vii]

برنامه ریزی برای روح علمی دانشگاه

وجود روح علمی و روحیه پژوهش در دانشگاه و دانشجو از انتظارات و توقعاتی است که ایشان به کرات مطرح کرده و لزوم برنامه ریزی برای رسیدن به آن جایگاه را گوشزد کرده و تاکید دارند که بدون کار و برنامه ریزی، این روحیه در جامعه و دانشگاه به وجود نخواهد آمد.

" بايستى اين ميل به علم و تحقيق و پژوهش همه‏جا گسترش پيدا كند. بايد مخصوص استاد و محقق هم نماند؛ در محيط دانشجوئى و فضاى دانشجوئى گسترش پيدا كند؛ يعنى دانشجو ميل به علم‏آموزى و توليد علم پيدا كند كه اين كارى است كه احتياج دارد به تدبير و با توصيه و خواهش و تمنا و سفارش و دستور و اينها، نخواهد شد. مسئولان بخشهاى آموزشى كشور ما؛ چه وزارت آموزش و پرورش، چه وزارت علوم و وزارت بهداشت و درمان، چه بخشهائى كه مربوط به مسائل برنامه‏ريزىِ فرهنگى‏اند، در اين زمينه مسئوليت دارند. آنها كارى بكنند كه محيط دانشگاهى، محيط علم‏طلبى باشد. واقعاً اين جوان بخواهد عالم بشود و فقط مسئله اين نباشد كه بخواهد مدركى بگيرد، يا حالا اسمى مثلاً براى يك كار كوچكى در بياورد. اين، حركت لازم دارد. اين حركت بايد ادامه پيدا كند. كمك دولت و دستگاههاى مسئول و كمك كسانى كه جايگاهى دارند كه ميتوانند اثرگذار باشند بر روى ذهن مخاطبانشان، در اين زمينه حتماً لازم است."[viii]

نواندیشی  و جرات علمی

" آنچه كه براى يك محيط علمى و دانشگاهى وظيفه آرمانى محسوب مى‏شود، اين است كه در زمينه مسائل علمى، نوانديش باشد. معناى واقعى توليد علم اين است. توليد علم، فقط انتقال علم نيست؛ نوآورى علمى در درجه اوّلِ اهميت است. اين را من از اين جهت مى‏گويم كه بايد يك فرهنگ بشود. اين نو انديشى، فقط مخصوص اساتيد نيست؛ مخاطب آن، دانشجويان و كلّ محيط علمى هم است. البته براي نوآوري علمي - که در فرهنگ معارف اسلامي از آن به اجتهاد تعبير ميشود - دو چيز لازم است: يکي قدرت علمي و ديگري جرأت علمي. البته قدرت علمي چيز مهمي است. هوش وافر، ذخيره علمي لازم و مجاهدت فراوان براي فراگيري، از عواملي است که براي به دست آمدن قدرت علمي، لازم است؛ اما اين کافي نيست. اي بسا کساني که از قدرت علمي هم برخوردارند، اما ذخيره انباشته علمي آنها هيچ جا کاربُرد ندارد؛ کاروان علم را جلو نميبرد و يک ملت را از لحاظ علمي به اعتلاء نميرساند. بنابراين جرأت علمي لازم است... اگر بخواهيد از لحاظ علمي پيش برويد، بايد جرأت نوآوري داشته باشيد. استاد و دانشجو بايد از قيد و زنجيره جزميگري تعريف‌هاي علمي القاء شده و دائمي دانستن آنها خلاص شوند"[ix]

درس خواندن

از جمله نقش های اساسی در حیطه علم که ممکن است بسیار پیش پا افتاده به نظر بیاید، اما بیشترین ضربه نیز ممکن است از همین ناحیه به بدنه جامعه اسلامی بخورد، درس خواندن دانشجو و علم آموزی اوست. "آن سخت کوشی در آموختن –که از ممیزات حوزه های علمیه است- باید در دانشگاه به عنوان سنت اصیل دانش آموزی به کار گرفته شود."[x]

هشدار ایشان در مورد فساد علمی در دانشگاه نیز بسیار پرمغز و پر محتواست که دقیقا در همین حیطه است که رابطه متقابل بعد علمی و فرهنگی در دانشگاه را می توان ملاحظه کرد: " فساد علمی معنایش این است که در دانشگاه نه معلم برای درس دادن و یاد دادن دلسوزی کند ، نه متعلم و دانشجو برای یادگرفتن دلسوزی کند.نتیجه بی سواد بار آمدن بدفهمیدن و نفهمیدن و عدم رشد استعدادهاست."[xi]

فرهنگی

با توجه به وجود روابط متقابل و چند سویه میان حیطه های ذکر شده علم، فرهنگ و سیاست-اجتماع، ممکن است اینگونه تفکیک در این ابعاد و ساحتها، تفکیک به جا و پسندیده ای نباشد؛ اما باید گفت از آنجا که در این مجال در مقام احصاء و برشمردن مولفه ها هستیم، مجبور به این تفکیک بوده که البته خود برکاتی دارد، از جمله اینکه به دور از کلی گویی ها به این روابط متقابل توجه می شود. همچنین نکته قابل توجه این است که در همه ابعاد دانشگاه اسلامی، اگر بخواهیم به سوی وضعیت مطلوب پیش برویم، این حرکت احتیاج به مقدماتی دارد که از مهم ترین آنها ایجاد روح و فضای آماده است که بعد فرهنگی به تمامی این مقدمات نیز اشاره دارد.

فرهنگ علم آموزی

پر واضح است که علم، اصلی ترین بعد ماهوی دانشگاه است، اما باید گفت که برای فراگیر شدن مولفه های علمی و سیاسی- اجتماعی نیز احتیاج به کار فرهنگی است. در برخی بیانات ایشان، آنجا که به مقایسه دانشگاه و حوزه می پردازند، آنچه بیشتر از همه خود نمایی می کند، فرهنگ علم آموزی و خلق و خوی موجود در حوزه است که از آن به عنوان آنچه که دانشگاه باید به آن اقتدا کند، نام می برند.

" بايد به مسئله‌ى فرهنگ نگاه مدبرانه داشت. خود علم‌آموزى، يك فرهنگ است. اگر چنانچه ما به مسئله‌ى فرهنگى در دانشگاه توجه كنيم، آن وقت هم دانشجوى ما عاشق و راغب به علم ميشود و دنبال علم و تحقيق ميرود - صرفاً دنبال مدرك نيست - هم استاد ما از حالت اداى تكليف در كلاس درس خارج ميشود. در موارد بسيارى از خود دانشگاه‌ها به ما گزارش ميكنند كه درسهاى بعضى از اساتيد يك اداى تكليفى است؛ همين كه بالاخره بيايند و درس موظفى خود را بدهند و بروند. در حالى كه در تدريس استاد، مسئله نبايد مسئله‌ى اداى تكليف باشد؛ مسئله‌ى عشق، علاقه‌ى به علم، علاقه‌ى به تربيت دانشجو؛ اينجورى بايد باشد. استاد بايد پدرانه و برادرانه رفتار كند و دانشجوى خودش را رها نكند؛ اين حالتى است كه خوشبختانه الان در حوزه‌هاى علميه‌ى ما هست؛ يعنى از سنتهاى حوزه‌هاى علميه‌ى ما يكى اين است. استاد كاملاً آماده است براى اينكه شاگرد بيايد از او بپرسد، تحقيق كند، به او كمك كند. بعضى از اساتيد از محل درسشان كه خارج ميشوند، طلبه‌ها با اينها ميروند تا توى خانه‌شان؛ همان جا هم مى‌نشينند، سؤال ميكنند، بحث ميكنند؛ ساعتى را، گاهى ساعاتى را به اين چيزها ميگذرانند. اين، حالت خوبى است؛ اين احتياج به يك تزريق فرهنگى دارد. اين، يك كار فرهنگى است؛ اين با دستور نميشود. "[xii]

اهتمام به فرهنگ دینی و تعمیق معرفت دینی

همچنین آنچه که در بعد فرهنگی بسیار پررنگ و چشم گیر به نظر می آید، فرهنگ دینی است. ایشان با اشاره به این مهم می فرمایند: " البته يك بخش مهم كار فرهنگى هم، كار دينى است؛ با دين مأنوس كردن، با عبادت انس دادن، لذت عبادت را چشاندن. "[xiii]

در کار دینی آنچه مقام معظم رهبری بسیار بر آن تکیه می کنند، تعمیق معرفت دینی است. ایشان معرفت دینی را از آن جهت که پشتوانه رفتارها و اعمال انسان دیندار است، بسیار مهم می شمارند و برای مصون ماندن از اشتباه در عمل، بر تعمیق معرفت دینی بسیار تاکید می ورزند.

" انس با قرآن و تدبر در قرآن، همچنين تدبر در ادعيه‌ى مأثوره‌اى كه اعتبار دارد - مثل صحيفه‌ى سجاديه و بسيارى از دعاها - در تعميق معرفت دينى خيلى نقش دارد. تعميق معرفت دينى خيلى مهم است. يك وقت يك كسى همين‌طور روى احساسات، در نماز جماعت هم ممكن است شركت كند، در اعتكاف هم شركت كند، در مجلس عزاى حسينى هم شركت كند، در فلان تظاهرات دينى هم شركت كند، اما اين معرفت در عمق جان او وجود نداشته باشد؛ لذا سر يك پيچى، سر يك دست‌اندازى، يكهو مى‌بينيد كه از جا در ميرود؛ اين به خاطر اين است. ما نظائرش را زياد ديديم. توى همين مجموعه‌هاى انقلاب، اوائل انقلاب كسانى بودند كه از ماها كه ريش داشتيم و عمامه داشتيم و اينها، به نظر ميرسيد كه اينها متدين‌تر و مقيدتر و پابندتر و نسبت به دين متعصب‌ترند؛ بعد يك وقت - همان طورى كه عرض كردم - يك دست‌اندازى پيش آمد، يكهو ديديم تايرش در رفت! خوب، پيداست كه چفت و بست محكمى نداشته. بنابراين تعميق معرفت دينى، خيلى مهم است؛ انس با معارف اسلامى، خيلى مهم است. اين هم يك بخش كار فرهنگى است كه بايد ترويج شود"[xiv]

ایشان در شکل گیری و تعمیق معرفت دینی بر هر سه نقش مسئولین و مدیران، اساتید و دانشجویان توجه دارند.

"اينها متولى ميخواهد، متولى‌اش هم شمائيد؛ هيچ كس ديگر نيست. يعنى شما مديران و رؤساى گروه‌هاى تحقيقى، متولى اين كار هستيد. اين كار را نميشود به شكل ادارى درست كرد و مثلاً تزريق كرد به يك مركز علمى و محيط علمى؛ اين را بايد بنشينيد برايش فكر كنيد؛ اينها خيلى مهم است."[xv]

همچنین بر نقش اساتید در شکل گیری شخصیت دینی دانشجو علاوه بر شخصیت علمی او تاکید می ورزند : " اعتقاد من اين است كه در زمينه تبليغ دين، مؤثّرترين وسيله‏اى كه مى‏تواند دانشجو را دينى و علاقه‏مند به مبانى دينى بار بياورد، همين نكته‏ها و اشاره‏ها و كلمه‏هايى است كه يك استاد مى‏تواند در كلاس با شاگردانِ خود درميان بگذارد. اشاره‏اى از يك استاد، گاهى اوقات تأثيرات عميقى در دل مى‏گذارد؛ اما گاهى عكس آن ديده مى‏شود. البته بعضى از اساتيد به اين نكات توجّه دارند، ليكن بايد به عنوان يك كار اساسى و اصلى در نظر گرفته شود. جوانى كه شما مى‏خواهيد او را عالِم كنيد و روح علم و تحقيق در او بدميد و او را يك برگزيده فرزانه نخبه علمى بار بياوريد - كه هر استادى نسبت به شاگردانش چنين آرزوهايى دارد - بايد روح دين و ايمان به او تزريق كنيد؛ هم ايمان به خدا و دين و مقدّسات كه براى دنيا و آخرتش مفيد است، هم ايمان به هويت ملى و تاريخى خودش."[xvi]

اما در این میانه در بخش فرهنگ، آنجا که به نقش دانشجو می رسند، علاوه بر تاکید به فرد فرد دانشجویان، وظیفه را به عهده تشکلهای دانشجویی نیز می گذارند. گفتنی است که در عرصه فرهنگ، سیاست و اجتماع، مقام معظم رهبری برخلاف تصور فرد گرایی که در ذهن برخی موجود است و دانشجو را به تنهایی در دانشگاه بررسی می کند و جمع های دانشجویی را نیز به صورت انبوهی از تک تک افراد تفسیر می کنند و چندان علاقه ای هم به شکل گیری جمع های دانشجویی ندارد، بسیار بر نقش داشتن و لزوم نقش آفرینی تشکلهای دانشجویی تاکید داشته و از تشکلهای دانشجویی حمایت کرده و هویت جمعی خاصی برای آنها قائل هستند.

در خصوص نقش آفرینی تشکلهای دانشجویی در ایجاد محیط فرهنگی، سیاسی و اجتماعی دانشگاه، همچنین نگاهی وجود دارد که در آن، دانشجو مصرف کننده محصولات و فعالیت های فرهنگی ای است که توسط مسئولین فرهنگی دانشگاه تولید می شود. اما در دیدگاه مقام معظم رهبری مشاهده می شود که ایشان با اینکه بر وظایف مسئولین فرهنگی دانشگاه تاکید می کنند، بستر سازی برای فعالیت های دانشجویی را نیز از وظایف مسئولین دانشگاهها می دانند. چرا که با توجه به شناخت بسیار واقعی و دقیقی که ایشان از دانشجو، سن جوانی و شور و اشتیاق کار در جوانان دارند، تفاوت سن دانشجویی و دانش آموزی را نیز به صورت بسیار ظریفی درک کرده و به مسئولین نیز گوشزد می کنند. از دید ایشان، دانشجو تنها یک مصرف کننده منفعل در فرهنگ نیست، بلکه کار فرهنگی در دانشگاه اسلامی آنگاه کامل می شود که دانشجو نقشی فعال در این حیطه بازی کند و خود تولید کننده فرهنگ و فعالیت فرهنگی باشد.

ایشان بر نقش تشکلهای دانشجویی در تعمیق معرفت دینی نسل جوان تاکید بسیار داشته و به کرات این وظیفه را به تشکلهای دانشجویی گوشزد می کنند.

" مجموعه‌ى تشكلها تقويت مبانى معرفتى را جدى بگيرند تا بعد، از تشكلها سرريز بشود روى مجموعه‌ى دانشجوها. تقويت مبانى معرفتى خيلى لازم است. ضعف اين مبانى، ضررهاى بزرگى به مجموعه‌ى دانشجوئى كشور و مجموعه‌ى تشكلها خواهد زد."[xvii]

سیاسی-اجتماعی

ضرورت کار سیاسی در دانشگاه

" من از سابق عقيده‌ام بر اين بوده است كه در دانشگاه بايد روح سياسى زنده باشد؛ اين يك نشاطى به جوان ميدهد. ما جوان بانشاط لازم داريم. دانشگاهى كه از سياست دور باشد و بكلى از سياست بركنار باشد، اين دانشگاه خالى از شور و نشاط خواهد بود؛ بعلاوه كه محلى خواهد شد براى رشد ميكروبهاى خطرناك فكرى و رفتارى. بنابراين خوب است و بايد در دانشگاه سياست باشد؛ "[xviii]

تفکیک مفهوم کار سیاسی از سیاست بازی

در بعد سیاسی و اجتماعی در دانشگاه، آنچه در منظومه فکری مقام معظم رهبری بسیار پررنگ به چشم می خورد، جدا کردن مفهوم کار سیاسی ار مفهوم سیاست بازی است که در سخنرانی های مختلف بر آن تاکید می کنند. ایشان همزمان با اینکه بر سیاسی بودن دانشجو بسیار تاکید دارند تا آنجا که آنانی را که نمی خواهند دانشجوی ما سیاسی باشد را به شدت عتاب می کنند، دانشجویان را از سیاست بازی و کار در زمین منافع احزاب سیاسی بیرون از دانشگاه و آلت دست احزاب سیاسی شدن، پرهیز می دهند.

" من از سابق عقيده‌ام بر اين بوده است كه در دانشگاه بايد روح سياسى زنده باشد؛ اين يك نشاطى به جوان ميدهد. ما جوان بانشاط لازم داريم. دانشگاهى كه از سياست دور باشد و بكلى از سياست بركنار باشد، اين دانشگاه خالى از شور و نشاط خواهد بود؛ بعلاوه كه محلى خواهد شد براى رشد ميكروبهاى خطرناك فكرى و رفتارى. بنابراين خوب است و بايد در دانشگاه سياست باشد؛ منتها معناى سياسى شدن دانشگاه يا حضور سياست در دانشگاه را نبايد اشتباه كرد. معنايش اين نيست كه دانشگاه بشود يك جائى براى اينكه جريانهاى سياسى، گروههاى سياسى، عناصر سياسى براى اغراض سياسى بيايند از اين استفاده كنند؛ اين نبايد باشد؛ اين را بايد مانع شد... مراقب باشيد كه اين فضا وسيله‌اى نشود براى سوءاستفاده‌ى ديگران، سوءاستفاده‌ى دشمنان."[xix]

بستر سازی، هدایت و مراقبت؛ وظیفه مسئولین

ایشان وظیفه مدیریت دانشگاه را میدان دادن به دانشجو و بستر سازی برای آزاد اندیشی و آزاد فکری دانشجو و همچنین مراقبت از فضای دانشگاه و دانشجو می دانند که دانشگاه مکانی برای جولان جریانهای سیاسی بیرونی نشود و استقلال کار دانشجویی در فضای دانشگاه از جریانات و احزاب حفظ شود." اين ديگر يك چيزى است كه بايد مديريت كرد، بايد شماها اعمال قدرت كنيد؛ نگذاريد اينطور بشود. اگر اين بشود، دانشجو از دستتان رفته و يك سوءاستفاده‌كنى مى‌آيد كار خود را دنبال ميكند."[xx]

" يكى ديگر از كارهائى كه بايد در زمينه‌‌‌‌‌‌‌‌‌ى مسائل گوناگون اجتماعى و سياسى و علمى انجام بگيرد، ميدان دادن به دانشجوست براى اظهارنظر. از اظهارنظر هيچ نبايد بيمناك بود. اين كرسى‌‌‌‌‌‌‌‌‌هاى آزادانديشى كه ما گفتيم، در دانشگاه‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها بايد تحقق پيدا كند و بايد تشكيل بشود. اگر چنانچه بحثهاى مهم تخصصى در زمينه‌‌‌‌‌‌‌‌‌ى سياسى، در زمينه‌‌‌‌‌‌‌‌‌هاى اجتماعى، در زمينه‌‌‌‌‌‌‌‌‌هاى گوناگون حتّى فكرى و مذهبى، در محيطهاى سالمى بين صاحبان توان و قدرتِ بحث مطرح بشود، مطمئناً ضايعاتى كه از كشاندن اين بحثها به محيطهاى عمومى و اجتماعى ممكن است پيش بيايد، ديگر پيش نخواهد آمد."[xxi]

" على‏القاعده مديريّت اسلامى بر حركت اسلامى دانشجويان تأثير مثبتى خواهد داشت؛ هم كمك مى‏كند به اين حركتها، و هم كمك مى‏كند تا اين حركتها راه درستشان را ادامه دهند و دچار اشتباه و خطا نشوند."[xxii]

داشتن تحلیل و بصیرت سیاسی

ایشان تحلیل و فکر سیاسی و داشتن بصیرت در وقایع و مسائل روز را از مهمترین سلاح های دانشجو برای مقابله با ارتش نامرئی دشمن در دانشگاه می دانند. بصیرت پیدا کردن، تحلیل پیدا کردن و انتقال و ارائه این تحلیل و بصیرت به جامعه و خصوصا جامعه دانشگاهی از وظایفی است که ایشان برای دانشجو و تشکلهای دانشجویی برمی شمرند." من تأكيد ميكنم، تشكلهاى دانشجويى - كه عمده نمايندگان آنها، در اينجا تشريف داريد - نوع برنامه‏ريزى و كار را به كيفيتى قرار دهيد كه دانشجو قدرت تحليل سياسى پيدا كند؛ هر حرفى را به آسانى نپذيرد و هر احتمالى را به‏آسانى در ذهن خودش راه ندهد يا رد نكند؛ اين قدرتِ تحليل سياسى، خيلى مهم است."[xxiii]

یادگیری مهارت ها و تربیت سیاسی اجتماعی

چنانکه در پیش گفته شد، در حیطه سیاسی و اجتماعی، مقام معظم رهبری جایگاه بلندی را برای تشکلهای دانشجویی قائل هستند و تشکل دانشجویی را محملی برای تربیت سیاسی و اجتماعی دانشجو و تمرین کار جمعی و سیاسی-اجتماعی به مثابه اجتماعی کوچک می دانند.

" ضمناً تشكل‌هاى دانشجوئى فرصتى هم براى دانشجو ايجاد ميكند براى كار دسته‌جمعى. و من به كار دسته‌جمعى اعتقاد دارم و اين را يك نياز دانشجو ميدانم؛ كسب مهارتهاى گوناگون؛ مهارتهاى سياسى، اجتماعى. و توجه داريد شما جوانان عزيز؛ چه برادرها، چه خواهرها، كه دانشجو محاط به انواع خدعه‌ها و گردابهاى گوناگون است؛ محاط به انواع خطرهاست. در كشور ما لااقل اينجور است. يكى از اهداف توطئه‌هاى استكبارى در كشور ما، بلاشك دانشجوها هستند. علتش هم معلوم است؛ در كشور ما نسبت جوان، نسبت بسيار بالائى است، نسبت دانشجو هم نسبت بالائى است و دانشجو نقش‌آفرين است؛ هم در زمينه‌هاى علمى، هم در زمينه‌هاى سياسى. آن كسانى كه براى اين كشور و براى اين ملت خوابهائى ديده‌اند، ناچارند روى دانشجوى ايرانى سرمايه‌گذارى كنند؛ از جاذبه‌هاى غريزى گرفته تا فريبهاى سياسى، تا دكان‌دارى‌هاى بظاهر معنوى - عرفانهاى ساختگى - كه انواع و اقسام اين چيزها وجود دارد. تشكل‌ها ميتوانند مصونيت‌بخش باشند؛ ميتوانند دانشجو را از افتادن در گردابهاى مختلف و منجلابهاى مختلف نجات بدهند و حفظ كنند. اين، نقشى است كه تشكل‌ها ميتوانند ايفاء كنند. مسئولين تشكل‌ها كه نامهاى مختلفى دارند و با عنوانهاى مختلفى كار ميكنند، بايد همه در اين هدف، خودشان را سهيم بدانند: كمك به دانشجو."[xxiv]

عدالتخواهی و طرح و توسعه گفتمان انقلاب

از دیگر انتظاراتی که ایشان از تشکلهای دانشجویی به عنوان نمایندگان جنبش دانشجویی مطرح می کنند، پیشرو بودن در وقایع اجتماعی، توانایی طرح و توسعه گفتمان انقلاب و خصوصا گفتمان عدالت خواهی در جامعه است. مطالبه گری و پاسخ خواهی، عدالتخواهی و دنبال کردن آرمانهای انقلاب در عملکرد مسئولین از جمله وظایفی است که ایشان برای جنبش دانشجویی در دانشگاه اسلامی برمی شمرند.

" نكته‏ى ديگرى كه در دانشگاه ما بايد مورد توجه باشد، اين است كه اين قشر جوان بايستى هميشه نسبت به مسايل انقلاب احساس مسؤوليت كند و خودش را از مسايل انقلاب بركنار نداند. انقلاب، امروز چه تكليفى را به او املا مى‏كند؟ از او چه مى‏خواهد؟ او چه نقشى مى‏تواند در پيشبرد انقلاب داشته باشد؟ وظيفه‏ى او چيست؟"[xxv]

پیام ایشان به جنبش دانشجویی در آبان ماه 1381، یک سال پس از ابلاغ فرمان هشت ماده ای به سران قوای سه گانه برای مبارزه با مفاسد اقتصادی، از کلیدی ترین و در عین حال موجزترین پیام هایی است که ایشان در باب عدالتخواهی و مطالبه گری دانشجویان در دانشگاه اسلامی مطرح کرده اند که به پیام شش هشت معروف شده است.

" دانشجوى متعهد و آگاه از پيش از انقلاب تا كنون همواره در جستجوى مهمترين مسائل جارى كشور بوده است. او با انگيزه‏ى آگاهى و نشاطى كه لازمه‏ى محيطهاى دانشجوئى‏ست، در پى آن است كه آرمانهاى والا و تعهدآور خود را در پيگيرى اين گونه مسائل جستجو كند و در راه آن گام نهد. اين نيز خصوصيت طبيعى ديگرى براى محيطهاى دانشجوئى‏ست . امروز سرآغاز فهرست بلند مسائل كشور مسئله‏ى عدالت است. دانشجوى جوان اگر چه خود برخاسته از قشرهاى مستضعف جامعه هم نباشد، به عدالت اجتماعى و پر كردن شكافهاى طبقاتى به چشم يك آرزوى بزرگ و بى‏بديل مى‏نگرد. اين احساس و انگيزه در دانشجو پر ارج و مبارك است. و مى‏تواند پايه‏ى قضاوتها و برنامه‏هاى عملى او براى حال و آينده باشد. اگر عدالت - عدالت واقعى و ملموس و نه فقط سخن گفتن از عدالت - آرزو و آرمان و هدف برنامه‏ريزى‏هاست، پس بايد هر پديده‏ى ضد عدالت در واقعيات كشور مورد سؤال قرار گيرد .

مسابقه‏ى رفاه ميان مسئولان، بى‏اعتنائى به گسترش شكاف طبقاتى در ذهن و عمل برنامه‏ريزان، ثروت‏هاى سر برآورده در دستانى كه تا چندى پيش تهى بودند، هزينه كردن اموال عمومى در اقدامهاى بدون اولويت، و به طريق اولى در كارهاى صرفاً تشريفاتى، ميدان دادن به عناصرى كه زرنگى و پرروئى آنان همه‏ى گلوگاههاى اقتصادى را به روى آنان مى‏گشايد، و خلاصه پديده‏ى بسيار خطرناك انبوه شدنِ ثروت در دست كسانى كه آمادگى دارند آنرا هزينه‏ى كسب قدرت سياسى كنند. و البته با تكيه بر آن قدرت سياسى اضعاف آنچه را كه هزينه كرده‏اند گرد مى‏آورند.

اينها و امثال آن نقطه‏هاى استفهام برانگيزى‏ست كه هر جوان معتقد به عدل اسلامى ذهن و دل خود را به آن متوجه مى‏يابد و از كسانى كه مظنون به چنين تخلفاتى شناخته مى‏شوند پاسخ مى‏طلبد. و همچنين در كنار آن از دولت و مجلس و دستگاه قضائى عملكرد قاطعانه براى ريشه‏كن كردن اين فسادها را مطالبه مى‏كند.امروز اين مهمترين و مطرح‏ترين مسئله‏ى كشور ماست و نسل جوان دانشجوى متعهد و مؤمن نمى‏تواند نسبت به آن بى‏تفاوت بماند."[xxvi]

ایجاد روحیه نشاط ؛ وظیفه اساتید

همچنین در حیطه سیاسی و اجتماعی، ایشان نقش اساتید را در دادن روحیه نشاط و امید به دانشجو مطرح کرده و معتقدند: " توقع از اساتيد محترم اين است. جوانهايتان را توجيه كنيد. منظورم اين نيست كه بنشينيد زيد و عمرو سياسى را برايشان معرفى كنيد. نه، اصلاً من موافق هم خيلى نيستم. اسم آوردن از زيد و عمرو و بكر و ... اين چيزها، كمكى به حل مشكل نميكند. به اينها قدرت تحليل بدهيد. به اينها توان كار و نشاط كار بدهيد. چه جور؟ با اميد دادن؛ با اميد بخشيدن. فضاى كلاس را، فضاى محيط درس و دانشگاه را فضاى اميد كنيد؛ اميد به آينده. بدترين بلائى كه ممكن است بر سر يك نسل در يك كشور بيايد، نااميدى است، يأس است. اينكه ميگويند: آقا! چه فايده دارد؟ فايده‌‌‌‌‌‌‌‌‌اى ندارد. اين روحيه‌‌‌‌‌‌‌‌‌ى «فايده‌‌‌‌‌‌‌‌‌اى ندارد» - يأس از آينده - سم مهلك همه‌‌‌‌‌‌‌‌‌ى فعاليتهاست؛ چه فعاليتهاى اجتماعى و سياسى، چه حتّى فعاليتهاى علمى، فعاليتهاى پژوهشى. اين كسانى كه كشفيات بزرگ را در زمينه‌‌‌‌‌‌‌‌‌هاى علوم تجربى و دانشهاى گوناگون انجام دادند، اينها اگر نااميد از نتيجه بودند، قطعاً به اينجا نميرسيدند. اميد، آن نيروى عظيمى است كه انسان را پيش ميبرد. جوان ما را نااميد كنند از كشورش، از انقلابش، از آينده‌‌‌‌‌‌‌‌‌اش، از دولتش، از دانشگاهش، از آينده‌‌‌‌‌‌‌‌‌ى علمى‌‌‌‌‌‌‌‌‌اش، از آينده‌‌‌‌‌‌‌‌‌ى شغلى‌‌‌‌‌‌‌‌‌اش. اين خيلى مضر است. اين كارى است كه تو برنامه‌‌‌‌‌‌‌‌‌هاى دشمنان ما و مخالفين نظام وجود دارد. به نظر من يكى از كارهاى اساسى اين است. محيط را براى دانشجو، محيط نشاط، محيط اميد، محيط حركت به جلو قرار دهيد."[xxvii]

خصوصیات محیط و زمینه های دانشگاه اسلامی

علاوه بر آنچه در ابعاد مختلف علمی، فرهنگی، سیاسی- اجتماعی ذکر شد، دانشگاه اسلامی و محیط آن، خصوصیاتی دارد که مردمی بودن و همراه بودن با جامعه انقلابی، عدم تبعیض، محیط دینی و ایمانی بودن، عدم اختلاط زن و مرد از جمله این خصوصیات است.

عدم تبعیض

" امروز دورانى است كه دانشگاه و دانشجو و جوان و زن و مرد، از هر قشر و نقطه‏يى از نقاط كشور، بدون اعتنا به وابستگيهاى فاميلى و شخصى و قومى و منطقه‏يى و غيره، مى‏تواند اميدوار باشد كه بر عالم شدن، مؤثر شدن، مفيد شدن براى كشور و تعيين‏كننده بودن در جهت حركت مستقل و آزاد ملت خودش قادر است. اين، چيز خيلى مغتنمى است."[xxviii]

مردمی بودن

" قشر جوان بايد از خيل عظيم مردم ما - كه بحمداللَّه هميشه در صحنه‏هاى انقلاب حاضرند - جدا نشود و به رشد و آگاهى و باسوادشدن آنان كمك كند. درِ دانشگاه بايد به روى مردم باز باشد و دانشجو در محيط دانشگاه محصور نباشد. دانشجو بايد با اعضاى خانواده‏ى خود و با دوستانش، ارتباطات روشنگر داشته باشد و در مسايل كشور و مسايل جامعه سهيم باشد."[xxix]

محیط دینی و ایمانی

" دانشگاه بايد يك محيط دينى باشد. در دانشگاه بايد متديّنين احساس كنند كه فضاى عمومى آن‏جا به آنها كمك مى‏كند. البته تديّن، دين، معنويّت و اخلاق، و از جمله شعب اين معنويّت، همين احساسات انقلابى است. امروز كسى نمى‏تواند بگويد «من متديّن هستم»، اما درتضاد با انقلابى باشد كه براساس دين است."[xxx]

" ارزشهاى اسلامى در دانشگاه بايد مورد مسابقه قرار بگيرد، اسلام در دانشگاه غريب نباشد عمل و تعهد اسلامى يك چيز انگشت‏نما نباشد، نماز، امانت، صدق گفتار، صفا، برادرى، عمل جهادى، درس‏خواندن از روى علاقه و صميميت، كمك به يكديگر در فراگيرى، تلاش براى تعمق در معلومات و دانشهاى مختلف رايج باشد."[xxxi]

روابط بر اساس اسلام

"البته نكته‏ى مهم در دانشگاهها، روش حاكم بر دانشگاه است. در دانشگاهها، روشها و روابط، بايد صددرصد اسلامى بشود - كه البته تا حدود زيادى شده است - و مديريتها بايد براى اسلام در دانشگاهها، اصالت قايل بشوند. مادامى كه دانشگاه، پرورشگاه متخصصان مسلمان و متعهد نباشد، دانشگاهِ مطلوب انقلاب نخواهد بود. و اين نمى‏شود، مگر اين‏كه اساس و روش و سيستم در دانشگاهها اسلامى باشد. درسها، هرچه كه مى‏خواهد باشد؛ استاد، هر كس كه مى‏خواهد باشد؛ اما روابط، بايد روابط اسلامى باشد؛ يعنى مدير و دانشجويان و استادان، اصالت را به اسلام بدهند و رعايت احكام اسلام را بكنند. علم و دانش هم اسلامى و از اسلام است؛ والّا به دانشگاه رفتن و مقدارى از بيت‏المال و امكانات مردم را مصرف كردن، و بدون اين‏كه يك نفر به علم دل بدهد و به فراگيرى اهميتى بدهد، فقط براى اين‏كه بتواند سرهم‏بندى، تكه كاغذى به دست بياورد و در سايه‏ى آن شغلى بگيرد، تا پولى گيربياورد - نه اين‏كه شغلى بگيرد، تا كارى بكند - اين‏كه اسلامى نيست. دانشجو هم اگر اين‏طور درس بخواند، اسلامى نيست. استاد هم اگر اين‏طور درس بدهد، اسلامى نيست. روابط اسلامى در دانشگاه اين است؛ والّا جوانان و دختران و پسران ما بحمداللَّه مسلمانند."[xxxii]

عدم اختلاط دختر و پسر

" آنها نمى‏خواهند كه دانشگاه ما، حوزه‏ى علميه‏ى ما، آزمايشگاه ما و محيط توليد ما، پر رونق باشد. آنها دلشان مى‏خواهد اختلاط دختر و پسر و آميزشهاى شهوانى و غفلت و عشرت و اينها، بر زندگى مردم غلبه پيدا كند؛ آنها اين را مى‏خواهند. شما عكس اين را عمل كرديد؛ علت عصبانيت امريكا و صهيونيستها و اين همه تبليغات اين است."[xxxiii]

آنچه به صورت مختصر در این مجال آمد تنها گوشه هایی از رهنمودهای پرمغز مقام معظم رهبری در خصوص دانشگاه اسلامی بود که به قدر وسع حیطه بندی شده و گاه شرح مختصری بر آن آمد. اما به واکاوی و بیرون کشیدن معانی بلند این اشارات و اجرایی کردن آنها نیاز فراوان می باشد که همت و توفیق دانشگاهیان را طلب می کند.

 

 

 

 

 



[i] - سوره رعد. آیه 11

[ii] - بیانات در جلسه پرسش و پاسخ دانشجویان دانشگاه شهید بهشتی 22/2/1382

[iii] - برگرفته از تقسیم بندی مقام معظم رهبری در دیدار با اساتید دانشگاه تهران 13/11/1388

[iv] - بیانات در دیدار با اعضای ستاد انقلاب فرهنگی 27/10/ 1362

[v] - بيانات در ديدار طلاب، فضلا و اساتيد حوزه علميه قم‏ 29/7/1389

[vi] - بیانات در جلسه پرسش و پاسخ دانشجویان دانشگاه شهید بهشتی 22/2/1382

[vii] - بیانات در جلسه پرسش و پاسخ دانشجویان دانشگاه شهید بهشتی 22/2/1382

[viii] - بیانات در بازدید از پژوهشکده رویان 25/4/1386

[ix] - بیانات درجمع دانشجویان و اساتید دانشگاه صنعتی امیرکبیر 9/12/1379

[x] - پیام به سمینار وحدت حوزه و دانشگاه 27/9/1367

[xi] - بیانات در دیدار با خانواده شهدای دانشگاه تربیت مدرس 14/6/1370

[xii] - بیانات در دیدار با اساتید دانشگاه تهران 13/11/1388

[xiii] - بیانات در دیدار با اساتید دانشگاه تهران 13/11/1388

[xiv] - بیانات در دیدار با اساتید دانشگاه تهران 13/11/1388

[xv] - بیانات در دیدار با اساتید دانشگاه تهران 13/11/1388

[xvi] - بیانات در دیدار با اساتید دانشگاه شهید بهشتی 22/2/1382

[xvii] - بیانات در دیدار دانشجویان 1/6/1389

[xviii] - بیانات در دیدار با اساتید دانشگاه تهران 13/11/1388

[xix] - بیانات در دیدار با اساتید دانشگاه تهران 13/11/1388

[xx] - بیانات در دیدار با اساتید دانشگاه تهران 13/11/1388

[xxi] - بیانات در دیدار اساتید دانشگاهها 8/6/1388

[xxii] - بیانات در دیدار با دانشجویان دانشگاه شهید بهشتی 22/2/1382

[xxiii] - بیانات در دیدار با تشکلهای دانشجویی 25/7/1385

[xxiv] - بیانات در دیدار با دانشجویان دانشگاه علم و صنعت 24/9/1387

[xxv] - بیانات در دیدار با طلاب و دانشجویان به مناسبت روز وحدت حوزه و دانشگاه 28/9/1369

[xxvi] - پیام به دومین همایش جنبش دانشجویی 6/8/1381

[xxvii] - بیانات در دیدار اساتید دانشگاهها 8/6/1388

[xxviii] - بیانات در دیدار با طلاب و دانشجویان به مناسبت روز وحدت حوزه و دانشگاه 28/9/1369

[xxix] - بیانات در دیدار با طلاب و دانشجویان به مناسبت روز وحدت حوزه و دانشگاه 28/9/1369

[xxx] - بیانات در دیدار دانشجویان 24/9/1372

[xxxi] - بیانات در دیدار با طلاب و دانشجویان به مناسبت روز وحدت حوزه و دانشگاه 28/9/1369

[xxxii] - بیانات در دیدار با طلاب و دانشجویان به مناسبت روز وحدت حوزه و دانشگاه 28/9/1369

[xxxiii] - بیانات در جمع جانبازان و ایثارگران و خانواده های شهدای استان فارس 13/2/1387


برچسب‌ها: دانشگاه اسلامی, امام خامنه ای, دانشجو, استاد دانشگاه, مسئولین دانشگاه, دانشجوی پولی, آموزش عالی
نگارش در تاريخ پنجشنبه دوازدهم اسفند 1389 توسط رقيه فاضل |

اسلایدر